محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
899
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
* ( دَخَلُوا عَلى يُوسُفَ آوى إِلَيْه . . . 12 : 99 ) * قريب صفحهاى در نسخه ها نيامده . فا و فب : ندارد اين مبحث را . ص 234 س 23 : ص و صب : رؤياى من قبل و ايدون است اندر خبر كه چون يوسف پدر را باز يافت . فا و فب : ندارد و ظاهرا افتاده است . ص 235 س 1 : ص : عبارت به اساس ما نزديك است . س 1 : صب : صنع الله گفت اى پدر مرا مپرس از كردار برادران از آن بپرس كه خداى عزّ و جلّ با من كرد از فضل و كرم و نخواست كه آن كردار برادران دگرباره باز گرداند . فا و فب : ندارد اين مطالب را . ص 237 س 1 : ص و صب : اليك گفت اى ( ص : « اين » ندارد ) از آن خبرهاى غيب است و ما به تو وحى كرديم . س 10 : ص و صب : يومنون . اين نبى هدى است و رحمت مر ( ص : « مر » ندارد ) مؤمنان را خاصه ( صب : و السّلام و صلَّى الله على خير خلقه محمد و آله ) . فا و فب : ندارد اين بخش را هم . ص 238 عنوان : ص و صب : حديث ايّوب الصابر عليه السّلام . س 16 : ص و صب : * ( « إِنَّه أَوَّابٌ » 38 : 44 ) * ندارد . فا و فب : ندارد اين مبحث را هم . ص 239 س 21 : ص و صب : در اين دو نسخه آيهء ديگرى آمده است : * ( إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ 15 : 42 ) * . گفت اى ملعون شو هر چه خواهى و بتوانى كردن بكن . فا و فب : ندارد اين بخش را هم و ظاهرا افتاده است . ص 240 س 3 : ص و صب : ابليس خود پيش ايّوب آمد بر صورت يكى رهى كه مهتر بود بر همه شبانان و پيش ايّوب آمد گريان و گفت . س 18 : ص و صب : مرا بر تن او گمار گفتا ترا بر عقل و زبان و دل وى سلطانيت نيست . فا و فب : ندارد اين بخش را هم .